محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

250

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

اطمينان يافت و سوءقصدى مشاهدت نيفتاد ، لشكر براند تا به شهر و الحمراء داخل شود . خلق كثيرى از ايشان به شهر درآمدند و او خود در خارج شهر ماند . الحمراء را به مقدار فراوانى از آرد و طعام و ساز و برگ نبرد بينباشت و يكى از سرداران خود را بر آن برگماشت و خود به لشكرگاه بازگرديد . . . . سپس پادشاه روم گروگانها را بازپس فرستاد و آنان را در مال و جان امان داد و اكرام كرد . و چون كاملا مطمئن گرديد با چند تن از خواص خود به شهرك الحمراء داخل گرديد . لشكريانش در بيرون شهر مانده بودند . پادشاه در الحمراء به گردش پرداخت و تا پايان روز از قصرها و منارهء بلند ديدن كرد . آنگاه با لشكريان خود به لشكرگاه خود بازگرديد . روز ديگر بر استحكامات الحمراء درافزود و تعمير كرد و راههايش را بگشود . از آن پس هر روز به الحمراء مىآمد و شبها بازمىگرديد و بر اين حال ببود تا يقين كرد كه از مسلمانان به او آزارى نمىرسد در اين هنگام به شهر درآمد و در ميان قوم و حشم خود در شهر به گردش پرداخت . « 42 » * * * بدين‌گونه غمنامهء اندلس پايان يافت و قشتاليان بر غرناطه آخرين شهر اسلامى در اندلس غلبه يافتند و دولت اسلام در اندلس به پايان آمد و تا ابد اين صفحهء درخشان در تاريخ اسلام پيچيده شد و به تمدن و ادبيات و علوم و هنرهاى اسلامى در آن ديار خاتمه داده شد و آن ميراث شامخ و نفيس از دست بشد و به راه فنا افتاد . مسلمانان شكسته‌دل و محزون به چشم خود مىديدند كه چگونه دشمن پيروز شهرشان ، دار الملكشان و موطن آباء و اجدادشان را اشغال مىكند . اين مناظر غم‌انگيز ، صحنهء دردناك ديگرى را در سايه قرار داده بود . صحنهء دردناك سرنوشت ابو عبد اللّه آخرين ملوك بنى الاحمر و آخرين ملوك اسلام در اندلس را . البته بر طبق آن معاهده‌نامه كه ميان او و پادشاه و ملكهء قشتاله بسته شده بود

--> ( 42 ) . اخبار العصر ص 50 و 51 .